تبليغاتX
هيچكس با هيچكي نبود ! !

هيچكس با هيچكي نبود ! !

نقد و بررسي زندگي

اخيرا تونستم از چند تا راديوهاي خيابوني موثق اطلاعات عجيب غريبي رو كسب كنم كه به شما هم بگم بد نيست بدونين
رضا پيشرو كه هممون فهميديم از صامت كشيده بيرون البته نه به صورت كامل , داره يه گروهي تشكيل ميده كه خيلي قوي به نظر ميرسه يه چيزي مثل نابغه ها ولي خيلي قوي تر تا اينجا فهميدم كه متشكل شده از:
سر دسته :RezA PiShro رضا پيشرو (دمش گرم خدايي قبولش داريم هممون البته قابل ذكر به همه ي كج انديشان باشه كه رضا پيشرو ديگه هيچي مصرف نميكنه و پاكه پاك ، حرف پشتش نزنين غيبت بده ، گناه داره اونم تهمت؟!!)

عضو: علي اوج Ali OWj(دمش گرم اگه يه رگه خون مشتي تو ايران باشه "فقط علي اوج ")

عضو :سوخته SOOKHTE(كه نمي دونم يه دفعه از كجا پيداش شد ولي ميدونم رضا پيشرو الكي كسي رو انتخاب نمي كنه پس بازم دمش گرم شايدم يه چيزي تو مايه هاي اين حرفا ...
البته فهميدم كه همينجوري تو خيابون يه دفعه ي رضا پيشرو با سوخته آشنا شده (خدا شانس بده ) دو تا كار ازش پيدا كردم به جزء اون فري استايلي كه سوخته با پيشرو داشت يكي اسمش" تعمير " بود يكي " بي خيالي ")


و با دونفر ديگه كه اسماشونو نميدونم و نشنيدم فقط ميدونم تا الان داشتن زير خاك 7 سال از جا افتادن الكولشونو طي ميكردن رو اين گروه يا باند جديده رضا پيشرو تشكيل ميده Very Happy

يه حدس شخصي ميتونم بزنم ؟ Question
شايد يكي از اين دونفر اون دختره "دشنام" Doshnam باشه كه علي داره روش كار ميكنه گفتم ولي حدس بود
به جان خودم فحش ندين Exclamation

اين تيم يا گروه 5 نفره(پيشرو ، سوخته ،اوج ، و اون دو نفر ) نه نابغه هان نه چيزي كه قبلا اسمشونو شنيديم اگه رضا پيشرو انتخاب كرده پس ... خودتون تا تهش ميدونين اگه حدس هم زدين بگين ما هم بدونيم ... اسم اين گروه در اول يا همون اينترو ي آلبوم خداحافظ تهران به احتمال كم معرفي ميشه


در ضمن يه خبره داغ دارم كه به زودي وقتي مطمئن شدم به همتون ميگم فقط بدونين مطلب بعدي من خيلي پره يه چيزي تو مايه هاي آلبوم خدايا خيلي دارم جلو جلو ميرم رضا پيشرو مارو پيدا نكنه خوبه پيدا هم كرد بد نميشه ميبني گفت استعداد داريم ما رو هم برد تا گروهشون اگه برعكس بشه قبل از كشته شدنم توسط اعضاي صامت سعي ميكنم با اين اسطوره ي رپ يعني رضا يه عكس بندازم بزارم تو سايت

در آخر هم بگم اطلاعات بالا خيلي منبعي موثقي داره خيلي خيلي زياد در حده داداش و اين مايه نسبت ها ، فقط نره تو اينترنت خوبه ... Wink

ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 3 PM توسط هيچكي |

+ نوشته شده در سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 8 PM توسط هيچكي |

راهپیمائی و تظاهرات سرنوشت ساز مردم ایران روز شنبه ساعت 4، با حضور موسوی، خاتمی و کروبی در جهت احقاق حقوقشان در انتخابات برگزار میشود.گفتنی است که در بخشی از بیانیه ستاد کروبی چنین آمده است :"از کلیه حامیان اصلاحات و تغییر درخواست می شود حضوری کوبنده داشته باشند تا فریادشان اعتراضی باشد به تقلب و دروغ و پشتیبانی از آن در بالاترین سطوح نظام. باشد که سیل جمعیت لرزه بر اندام هر مسئولی بیندازد که رای مردم را به پشیزی نمی انگارد."

عزبزاني كه در شهرستان زندگي ميكنند بادكنكي سبز به منظور رهايي از استبداد و فرياد الله اكبر هم ميتواند بسيار زيبا باشد




+ نوشته شده در شنبه سی ام خرداد 1388ساعت 0 AM توسط هيچكي |


اين تصوير امروز بر روي درگاه تارنماي معتبر نشنال جيوگرافيك قرار گرفته و در شمار 5 تصوير برتر

هفته جاي دارد. تصويري كه روزگار 17 ارديبهشت (7 مي) 1388 سرزمين سوخته‌اي را در استراليا نشان مي‌دهد كه كمتر از سه ماه پيش (9 فوريه 2009) اينچنين در آتش سوخت و با خود جان 173 انسان را هم گرفت و بيش از دو هزار خانه را سوزاند ... اما امروز دوباره دارد مي‌رويد و تو مي‌تواني شوق رويش دوباره و برق آن رنگ سبز دوست‌داشتني را باز هم بر خاكستر آن زمين نفرين شده ببيني و اوج بكشي ... اگر كه يادت باشد، زندگي همواره و در سخت‌ترين شرايط كوره‌راه‌هايي از اميد دارد تا به آدم‌هاي مثبت‌انديشش ارايه دهد ...

       و البته اين تصوير مي‌تواند همچنان حامل پيام‌هاي بيشتري هم باشد:
اين كه هرگز گمان مبريد كه به انتها رسيده‌ايد؛ حتا اگر در تيره‌‌ترين يا كسل‌كننده‌ترين دوران زندگي‌تان قرار گرفته‌ايد ...
اين كه زندگي بسيار مهربان‌تر از آن چيزي است كه گمان مي‌كنيد؛ به شرط آن كه آن مهرباني را باور كنيد ...
اين كه هميشه مي‌توان از دل سياه‌ترين و سوزان‌ترين رخدادها، ترترين احساسات انساني را درك كرد و آفريد ...
اين كه مزه‌ي گس و استثنايي حيات را نمي‌توان و نبايد با هيچ مزه‌ي ديگري برابر دانست ...
اين كه رويش دوباره‌ي عشق مي‌تواند در هر سرزمين خاكستري و در پس هر آتش سوزاندني شكل بگيرد ...
     فقط كافي است نگاه‌مان را عادت ندهيم به بد ديدن!
و يادمان بماند كه:
مردي كه كوه را از ميان برداشت، همان مردي بود كه شروع به برداشتن سنگريزه‌ها كرده بود!

                                                                                                                    همين
شنبه ما خواستار ...
«۱- پاسداشت خون شهدای کوی دانشگاه و شهدای راهپیمایی های اخیر در سراسر ایران

۲- آزادی بدون قید و شرط زندانیان سیاسی در بند

۳- رساندن پیام اعتراض تمامی مردمی که نسبت به آرائشان خیانت شده است

۴- اعلام درخواست ابطال نتیجه انتخابات.»
+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 1 PM توسط هيچكي |

دوستان شنبه برای ما روز سرنوشت سازی است اگر شنبه همه بیرون امدیم امدیم وگر نه باید شکست را بپذیریم .

+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 1 PM توسط هيچكي |

خيلي  آروم حركت ميكنم اتفاقات عجيبي داره ميوفته شايد آخر زمان، شايد تعقيير حكومت و شايد به دست گرفتن قدرت !

گزينه آخر با ذكر منبع

+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387ساعت 1 AM توسط هيچكي |

ميون اين همه خوشگل كيو انتخاب كنم ...؟

انتخابات دوره دهم رياست جمهوري در راه است .

+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387ساعت 1 AM توسط هيچكي |

وای وای غزه

از فردا شب میام !!

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم دی 1387ساعت 9 PM توسط هيچكي |

سلامي به گرميه 10 هزار كامنت (نقد).
امروز سري به خيابان ها زدم و شاهد وقايع جالبي شدم .
پسري با ظاهري فشن ناك (Fashion`nak) و نوشتن مطلبي به عنوان جايگاه چشمها ! و بدنبال آن ...

-دختري كه از كنار او رد ميشد با ظاهري التماسانه با نگاه از او درخواست دوستي ميكرد .
-پيرمردي كه ياد جواني خودش افتاد.
-و پيرمردي ديگري كه گله از اوضاع مملكت ميكرد كه اينها با اين ظاهر اينجا چه ميخواهند.
-و مرد ميانسالي كه فكر ميكرد بايد به او لنگه كفشي پرت كند.
-زني ميانسال با اعقايد مرد بالا ولي با در نظر گرفتن اينكه هوا سرد بود .
-و زني ديگر با ترس از اينكه به هدف نخورد و به او نخندند نزد.
-ماموري كه خود را موظف به جمع آوري اوباش ها ميدانست خسته از اين بازيها در صدد راهي براي فرار از صحنه جرم بود .
-نوجواني 12 ساله او را سرلوحه زندگي خود قرار داد .
-جواني كارمند او را خدا زده (بي كلاس) دانست. (در دل حسودي هم ميكرد )
-زني تقريبا 40 ساله از دنيا خواست او را 20 سال به عقب برگرداند.
-و پيرزني كه از خدا براي او طلب آمرزش گناهان ميكرد .

در كنار افراد بالا كساني هم بودند كه سر فرورفته بر خاك داشتند كه تعدادي از آن ها حاضر به ديدن و تحمل اين دوره را نداشتند و تعداد ديگري هم مشكلات ،اجازه ديدن خيابان را به آن ها نميداد.

خارج از حاشيه ي پياده رو

پدري كه با چنگ و دندان سنت يلدا را نگه ميدارد.
شب يلدا بر شما و تمام ايران پرستان مبارك ، پايدار در زير پرچم ايران ...

+ نوشته شده در شنبه سی ام آذر 1387ساعت 8 PM توسط هيچكي |

پمادي براي نسل سوخته ،!

صبح ، ظهر ، شب اين پماد را به محل سوختگي خود بماليد پمادي با نامي آشنا  ((رپ فارس))

برطرف كننده انواع سوختگي درجه 1 ،2 ،3 ،4 ،5

+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 0 AM توسط هيچكي |

طي جستجوها و تلاش هاي مكرر آقاي علي رضا دباغ ...

از تمامی دوستانی که با ارسال اطلاعات مفیدشان دراین تحقیق مشارکت مینمایند تشکرمینمایم.به

خصوص از آقایان :مرتضی یزدان پور ،رضا زمانی ، داود صادق نژاد وخانم نیلوفر زندی .از دوست عزیزی که

خودرا ناشناس معرفی کرده است ونسبت به درج خبر سایت تابناک در نوشته ی قبلی معترض بود نیز

متشکرم .

اولین گام شناخت واژه ی "رپ" بود که خانم زندی از واژه نامه ی ویکی پدیا این اطلاعات را فرستاده است :

((موسیقی رپ در دههٔ ۱۹۸۰ میلادی و از میان موسیقی سیاه پوستان فقیر متولد شد. رپ در واقع یک نوع موسیقی اعتراض‌آمیز خیابانی است با ساختاری پوپولیستی.

این موسیقی از پیش‌ پا افتاده ترین , سهل ترین و خیابانی ترین کلمات استفاده می‌کند، بدون این که از حیث ادبی بتوان این نوع استفاده را نقد کرد. در نوشتن متن ترانه‌های رپ، هیچ الزامی برای رعایت قوانین ادبی وجود ندارد.[۱] موسیقی رپ به موضوعاتی از جمله: اختلاف طبقاتی، ریاکاری، دعواهای خیابانی، فرهنگ غالب جهانی و همچنین بحران‌های سیاسی می‌پردازد. کلام آن اگرچه قافیه‌هایی ضعیف دارد و در نگاه بسیاری شعر ناب به حساب نمی‌آید، امّا با همین سادگی و بی پیرایگی خود می‌کوشد معنایی دیگر از زندگی اجتماعی را به ما یادآوری کند، که بعدی از زندگی مردم کوچه و خیابان است. به نحوی می‌توان گفت چارچوب تعیین شدهٔ موسیقی را که دارای قوانین سخت و مشخص است را خرد می‌کند تا موسیقی در دسترس عامی ترین افراد جامعه قرار گیرد.[۲] احتمال داده می‌شود که آهنگ «یک یاری دارم» از بدیع زاده اولین آهنگ رپ ایرانی باشد (با توجه به تنآلیته و ساختار کلامی). [۳]

«بحر طویل» که به تازگی به عنوان «رپ ایرانی» معروف شده‌است یکی از قالب‌های نسبتاً نوین شعر فارسی است که سرایش رسمی آن تقریباً از دورهٔ صفویه آغاز شد. از دیدگاه فنی این قالب از تکرار نامحدود و دلخواه یک رکن عروضی سالم به‌مانند «فاعلاتن» ساخته می‌شود و همچنین لزومی برای طول مصراع‌ها در آن وجود ندارد. یک مصراع می‌تواند تا جایی که سراینده احساس می‌کند باید کشیده گردد، کشیده شود و سپس قافیه‌ای آورده شود و به مصراع بعد برویم. البته بحر طویل علاوه بر قافیهٔ پایانی می‌تواند در میانهٔ مصراع هم قافیه داشته باشد.[۴]

در زبان فارسی، زیبایی‌شناسی بحر طویل بسیار ساده و زودیاب و لذت‌بخش بوده‌است و شاید به همین دلیل باشد که این قالب از قالب‌های عامیانه و مردم‌پسند شعر فارسی بوده‌است و شعرای مهم و جدی چندان به سرودن آن تمایلی نداشته‌اند. شاعر طنزپرداز معاصر «ابوالقاسم حالت» منظومهٔ «هدهدنامه»اش را در این قالب سروده‌است...))

گام بعدی را آقای اسماعیل یزدان پور باارسال مطلبی از استاد محمد رضا لطفی برداشته اند که حتما"برای علاقمندان موسیقی جالب است:

((رپ فارسی، گریزی است از فضا و هنجارهای سفارشی​شده جامعه‌ای تک​صدا و پر از قوانین سخت و بزرگ به بن​بست رسیده. صدای اعتراض نسلی که پدر برایش قهرمان نیست. هیچ رابطه​ای با بنیادهای فکری سیاست​مداران راست و چپ ندارد و مشکل اصلی او، هنجارها و اخلاقیات پوسیده ایست که نه تنها آزادی را به او هبه نکرد بلکه به جای رهایی، افساری تازه بر گرده اش کشید.

رپ فارسی بی پرواست آنقدر که برای تولد از کسی اجازه نگرفت. راهش را از میان پستو‌های تاریک زیر زمینی، کورمال کورمال گشود و بدون هیچ فرهنگ​سازی و هزینه​های چند میلیارد ریالی که برای گسترش فرهنگ اسلامی توسط دولت و بنگاه​های مذهبی خرج می​شود، یک تنه از فرهنگ هزاره​ی مرثیه​خوانی گذشت و عقده‌ی ناگشوده‌ی نابرابری​ها و اختلاف طبقاتی و ریاکاری و بحران​های سیاسی و فرهنگی و مذهبی را یکجا گشود.

رپ فارسی دهن​کجی بزرگی است که بدون اینکه خود را مستقیما رو در روی مذهب قرار دهد، ادبیاتی غیر مذهبی دارد. خدا را به نقد می​کشد. عشق سنتی را به چالش واداشته و سکس را می​ستاید. روابط گستره​ی مبتنی بر پول و فساد را به تمسخر می​گیرد. از گریز می​گوید، از ترس از مخدر. به خود متکی است و آینده روشن را در راستای اعتراض جمعی بچه​های خیابان جستجو می​کند. بیانیه صادر نمی​کند. عکس​العملش مستقیم و بدون ملاحظه است. اهل مصلحت نیست. گاه سیاست​های رئیس جمهوری را هدف می​گیرد، گاه پخش یک فیلم خصوصی از یک هنرپیشه، و گاه طرح مبارزه با بدحجابی را به صلابه می​کشد.

رپ نه ملایمت و محافظه​کاری موسیقی کلاسیک را دارد و نه زرق و برق و بشکن و بالا بنداز موسیقی پاپ را. شاید این​گونه به نظر برسد که رپ فارسی عاری از شعر و موسیقی خیال​انگیز است و به جهت جوان​گرا و بی​معلم و استاد بودن و عدم کشف سلسله مراتب​های انسان​شناختی و عرفانی و معرفتی و هنری، ارزش تامل و توجه ندارد. اما چیزی که بدیهی است، رپ فریاد فراگیر رنج و ستم و افسردگی و اعتراض نسلی است که به فتوای هنر هم اعتنایی نمی​کند. ))

و...

تشكر از زحمات .

برگرفته از وبلاگ نقد رسانه

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 8 PM توسط هيچكي |

ميگن اين دنيا مثل قديما نميشه !

دله اين آدما زشته ديگه زيبا نميشه!

بارون!

+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 9 PM توسط بارون |

کارم از گریه گذشتست...بر آن میخندم!!!
بشمار ببین حرفای ته دلت که واسه خودته به چند نفر میگی.با کیا درد و دل می کنی..اشکای روزای تنهاییتو کیا دیدن؟بعید میدونم از تعداد انگشتای دست راستت بیشتر بشن.کی میدونه شایدم کمتر!بیخود با کلمات بازی نکن که جمله سازی کنی من بهت میگم.بهش میگن تنهایی.......
گول ظاهرو نخور.همه ی آدمای دوروبرت حرفای ته دلشونو واسه ی خودشون نگه میدارن.تا حالا با خودت نشستی فکر کنی الان که داری روز به روز بزرگتر میشی و اطرافتو بهترو واقعی تر از قبل می بینی داری توی کدوم مسیر قدم میذاری؟؟مسیری که به خاطر پیشرفت و توانایی هات دیگران که دوستای صمیمیت بودن و هنوز توی اون خلا زمانی در جا می زنن بهت حسادت کنن!!!!
دوستای دیروز همدلیت شدن دشمن امروز تنهاییت...
نمی خواد به خودت سخت بگیری چون همین جوریشم داره سخت میگذره.چون مسیرتو انتخاب کردی چونکه این راه از بیراهه جداست.چند بار شده که یه حرفی رو می خواستی از ته دلت بکنی و واسه پدر مادرت رو کنی ولی باز یه حسی ته دلت جلوتو گرفته و گفته نکن..تو هم گفتی باشه و حرفتو خوردی؟؟؟
اون تردید هولناکی که نسبت به انجام کارت داری رو چه طوری و با کی تبدیل به یقین میکنی؟
اینجا بحث این نیست که چه کسی راه درست و میره و چه کسی راه اشتباه.فقط این مهمه که به افکارت ایمان بیاری.باور کنی که واقعا خواستن = توانستن است!
بذار یه جور دیگه بگم.....مشکلات از انسان یه کوه میسازه که بتونه جلوی تمام سختی های زندگی قامت پایدار و رشیدشو به رخ بکشه.هیشکی نبود که به من بگه از کدوم مسیر برم و من خودم مسیرمو انتخاب کردم.ولی یه سوال هست که از هر کسی که پرسیدم اکثرا جوابشون منفی بود!سوال و این پایین گذاشتم که تو هم از خودت بپرسی.اگرم این مطلب ارزششو داشت واسم جواب به سوالتو بذار.بر میگردم
((اگه دوباره به این دنیا برمیگشتی بازم از همین مسیر میومدی؟))

نگاه !

+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 9 PM توسط نگاه |